Leao بعد از مرگ سرپرستش در سیل برزیل برای چندین روز در کنار قبر او مانده است.
برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر روی آنها کلیک کنید.
نوشتهشده به دست giyahkhar در فوریه 6, 2011
Leao بعد از مرگ سرپرستش در سیل برزیل برای چندین روز در کنار قبر او مانده است.
برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر روی آنها کلیک کنید.
نوشته شده در مقالات | 2 دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در فوریه 6, 2011

بلکه باعث:
پایان دادن به زجر میلیاردها حیوان بیگناه؛
پایان دادن به گرسنگی در جهان؛
پایان دادن به آلودگی و تخریب محیط زیست توسط دامها؛
پایان دادن به تولید گازهای گلخانهای توسط دامها؛
و…
میشوند.
نوشته شده در مقالات | ۱ دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در فوریه 3, 2011
جلد رمان «کلبه عمو تام» نوشته «هریت بیچر استو»
سه برده در قرن بیستم در اتیوپینوشته شده در مقالات | بیان دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در ژانویه 25, 2011

نسخه تایپ شده مقاله «گوشت خواری گرمای زمین را بیشتر می کند» نوشته دکتر علی افضل صمدی
چاپ شده در ماه نامه دانشمند – دی 89
270 کیلوبایت
نوشته شده در مقالات, گرمایش جهانی | بیان دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در ژانویه 19, 2011
شخص الف : انقدر سیگار نکش، برای سلامتیت ضرر داره.
شخص ب: تو دیگه نگو، خودم دیدم تو هم سیگار میکشی.
شخص الف : فلانی از مضر بودن سیگار میگفت.
شخص ب: خوبه هنوز یک سال نشده از زندان آزاد شده، حالا به دیگران میگه سیگار نکشن!
نوشته شده در مقالات | 2 دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در دسامبر 20, 2010
ماه نامه دانشمند (دی 89 – شماره 567) ویژه نامه بیست صفحه ای در رابطه با مضرات گوشتخواری و فواید گیاهخواری به چاپ رسانده است.
عکس صفحه اول این شماره مجله و صفحه اول ویژه نامه را در پایین می توانید ببنید.
(برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر روی آنها کلیک کنید)
نوشته شده در مقالات, گرمایش جهانی, آشنایی با گیاهخواری | بیان دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در دسامبر 19, 2010
نوشته شده در مقالات | بیان دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در دسامبر 16, 2010
نوشته شده در مقالات | 4 دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در نوامبر 2, 2010
مقاله دکتر زرین آذر با عنوان «نگاهی به رژیم گیاهخواری و مزیت های آن، با طبیعت آشتی کنیم» چاپ شده در 10 آبان 89 در صفحه 12 روزنامه شرق.
نکته جالب در مورد تاریخ چاپ مقاله همزمانی آن با روز جهانی وگن است(البته بر حسب اتفاق)
برای دیدن مقاله در سایز بزرگ روی عکس پایین کلیک کنید.
در همین رابطه : وبگاه پرسش و پاسخ با دکتر زرین آذر
نوشته شده در مقالات, اخبار گیاهخواری و حقوق حیوانات | بیان دیدگاه »
نوشتهشده به دست giyahkhar در اکتبر 24, 2010
برداشت غلط رایج میان کسانی که به فعالیت برای حقوق حیوانات به دیده تحقیر می نگرند را میتوان در این جمله یافت. همان جمله ای که وقتی من علیه شکار بچه فکها توسط کانادا اعتراض کردم با آن مواجه شدم:
معانی ضمنی این سوال که بیشتر شبیه یک اتهام است:
1. انسانها برتر از سایر گونه ها هستند
2. کسانی که برای بهبود وضع غیرانسان تلاش کنند، انسان گریز هستند یا حداقل آنقدر که باید و شاید برای همنوعانشان ارزش قائل نیستند.
در حالیکه تک تک فعالین حقوق حیواناتی که می شناسم کاملا واقفند که ارتباطی تنگاتنگ میان آزادی حیوانات و آزادی انسان وجود دارد.
آنها می دانند که خشونت نسبت به حیوانات معمولا خشونت علیه انسان را تسریع می کند….می دانند که زنده شکافی عملی است بدوی و در عین حال خطرناک…می دانند که خوردن حیوانات و محصولاتشان عامل بیماری است…می دانند که وقتی 750 میلیون انسان هر شب گرسنه به بالین میروند، یک سوم غلات جهان صرف تغذیه دامداریها می شود…می دانند که زیر یوغ در آورن حیوانات منجر به تراژدیهای کثیر انسانی همچون کشتن از روی ترحم، نسل کشی و برده داری شده است…
ارتباط میان استثمار حیوانات و تحقیر انسانها به هزاران سال قبل بازمیگردد. چارلز پاترسون تاریخ نویس، در کتابش تحت عنوان «Eternal Treblinka» نشان میدهد که چطور رام کردن و سوء استفاده از حیوانات به سان مدلی برای رفتار انسانها با یکدیگر عمل کرده. مثلا آنچه در تجارت برده رخ داد از قبیل به زنجیر کشیدن، شلاق زدن، داغ زدن و اخته سازی ابتدا برای کنترل کردن و اهلی ساختن حیواناتی که برای غذا پرورش داده می شدند مورد استفاده قرار گرفته بود.
پاترسون اشاره میکند که الیزلبت فیشر به عنوان یک فمینیست معتقد است که «این دیدگاه عمودی سلسله مراتبی انسان به عنوان ارباب در مقابل حیوان به عنوان برده، ظلم بشر را فزونی بخشیده و شالوده ی برده داری را رقم زده…
نقض حقوق حیوانات، نقض حقوق انسانها را تسریع کرده.«
ما حتی از حیوانات برای تحقیر و آزار سایر انسانها استفاده می کنیم: مردها «خوک» هستند…دشمنانمان «رت» هستند…یک آدم ترسو «جوجه» است…دروغگو ها مثل «سگ» دروغ می گویند…مردم عامه مثل «گوسفند» هستند… و زنها را گاهی «سگ»، «***» یا «گاو شیری» می نامیم…معادل ساختن افراد با حیوانات بدگویی محسوب میشود و حتی کسی را «حیوان» نامیدن، خود خفت آور است.
حال که مصرف گوشت حیوانات از مشغولیات همه شده است به همان نسبت مرگ ناشی از بیماریهای قلبی، سرطان و سکته نیز عادی شده. هیچ کس در برابر بیماری مصون نیست اما طبق گفته های «سازمان غذایی آمریکا»، گیاهخواران به نسبت کمتری به دلیل بیماریهای کرونری قلب جانشان را از دست می دهند، سطح کلسترول خونشان پایین تر است، فشار خون پایین تری دارند و درصد کمتری به دیابت نوع2 ، سرطان پروستات و روده بزرگ مبتلا می شوند. در واقع یک گیاهخوار بطور متوسط 6 تا 10 سال بیش از گوشتخوارانی که احتمال ابتلایشان به چاقی مفرط 9 برابر وگانهاست، عمر خواهد کرد.
مطالعات نشان داده که کودکان گیاهخوار بلند قدتر خواهند بود و نسبت به سایر کودکان از هوش بیشتری بر خوردارند. همچنین بزرگسالانی که به یک رژیم مبتنی بر گیاهان روی آورند، می توانند از بسیاری از بیماریهای مزمن که مصیبت جامعه ی گوشت-دوست ما است، پیشگیری کرده و یا حتی روند آن را معکوس کنند. حامیان حقوق حیوانات می دانند که وعده های غذایی صحیح گیاهی تمام مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را تامین کرده و ما را از چربی اشباع شده، کلسترول و آلودگی های موجود در گوشت، تحم مرغ و محصولات لبنی نجات می دهد.
به علاوه، رژیم رایج گوشتی غرب، تنها می تواند 2.5 بیلیون تن را سیر کند در حالیکه رژیم گیاهی برای تمام ساکنین زمین کافی خواهد بود.
گرچه صنعت پرورش حیوانات از لحاظ آمار و ارقام، بیشترین میزان درد و رنج را به حیوانات تحمیل می کند (55 بیلیون حیوان برای خوراک ما پرورش داده شده و کشته می شوند- آماری سرسام آور که همچنان رو به تزاید است)، استفاده از حیوانات برای آزمایش محصولات و تحقیقات پزشکی (زنده شکافی) بی شک فجیعترین بیرحمی ممکن است. هر ساله میلیونها حیوان شکنجه شده و به عمد به بیماریها آلوده می شوند….خرگوشها کور می شوند…موشها مبتلا به تومورهایی به اندازه کل بدنشان می شوند…ستون فقرشان خرد می شود…بدنشان مکررا باز شده و سیم به مغزشان پیوند زده می شود…و این اعمال جراحی غالبا بدون استفاده از مسکن انجام می شود…و اکثرشان شاهد مرگ سایرین جلو چشمانشان هستند.
صرف نظر از ظلم وحشتناک نسبت به حیوانات، زنده شکافی برای خود انسانها نیز خطرناک است چرا که فیزیولوژی متفاوت ما نسبت به آنها موجب می شود تا عکسل العمل متفاوتی نیز در برابر داروها و بیماریها نشان دهیم.
دکتر چارلز مایو، موسس کلینیک مایو، معتقد است:
دکتر ولنون کولمن از اعضای انجمن سلطنتی پزشکی، بسیار رک تر و صریح تر سخن می گوید:
«تک تک زنده شکاف ها کماکان ادعا دارند که آنچه آنان انجام می دهند، به نجات زندگی انسانها کمک می کند…دروغ می گویند…حقیقت این است که آزمایشات حیوانی انسانها را هم می کشد و آنها مسئول مرگ سالیانه صدها زن، مرد و کودک در سرتاسر جهان هستند»
و در آخر، روان شناسان و جرم شناسان به این نتیجه رسیده اند که کسانی که حیوانات را آزار می دهند، پنج برابر بیشتر احتمال دارد مرتکب اعمال خشونت آمیز علیه بقیه مردم نیز بشوند. و هم اکنون، حیوان آزاری در لیست سیاه FBI به عنوان نشانه ای از احتمال خشونت آینده نسبت به انسانها ثبت شده.
رابرت رسلر، شرح حال نویس FBI می گوید:
«قاتلین…در غالب موارد با کشتن و شکنجه حیوانات در دوران کودکی آغاز کرده اند.»
حتی خشونت خانگی هم غالبا با آزار حیوانات شروع شده:
تحقیقات نشانه داده که زن ها یا کودکانی که مورد آزار قرار گرفته اند، حیواناتشان هم همین وضع را داشته اند. به عنوان نمونه تحقیقاتی در سال 1995 نشان داد که 71% زنهای مجروح در یکی از پناهگاه های آمریکا اظهار کرده اند که فردی که آزارشان داده، به حیوان خانگیشان نیز صدمه زده یا تهدید به اینکار کرده اند.
پروفسور Diane Beers خاطرنشان می سازد که حامیان حقوق حیوانات همواره سابقه ای طولانی در مشارکت در سایر اصلاحات اجتماعی داشته اند.
Beer در کتابش با عنوان «برای جلوگیری از ستم: تاریخ و میراث فعالیت جهت احقاق حقوق حیوانات در ایالات متحده» به این نتیجه رسیده که حتی مصلحان قرن 19 نیز متوجه بودند که حیوان آزاری ، آزار خانگی و کودک آزاری همگی از یک یکجا سرچشمه می گیرند.
به عنوان نمونه هنری برگ، هوادار حیوانات و یکی از موسسین ASPCA، نقشی کلیدی در شکلگیری «جامعه پیشگیری از خشونت علیه کودکان» در سال 1974 داشته.
و نباید کارهای ویلیام ویلبرفورس را به عنوان یک نوعدوست فراموش کرد، کسی که «جامعه سلطنتی پیشگیری از خشونت علیه حیوانات» را بنیان نهاد و تلاشهایش برای الغای تجارت برده در سرتاسر امپراطوری بریتانیا بر کسی پوشیده نیست.
آزادی حیوانات و آزادی انسان و ارتباط این دو مقوله را بدین شرح میتوان خلاصه کرد:
اما شاید اندرو لینزی، مدیر مرکز آکسفورد برای رفتاری اخلاقی در برابر حیوانات،این ارتباط را بهتر توصیف کند. پروفسور لینزی حکایت یک فعال خقوق حیوانات را نقل میکند که با این سوال مواجه شد:
نوشته شده در مقالات | ۱ دیدگاه »