گیاهخوار و گیاهخواری

بایگانیِ دستهٔ ‘مقالات’

وفاداری سگی در برزیل

نوشته‌شده به دست giyahkhar در فوریه 6, 2011

Leao بعد از مرگ سرپرستش در سیل برزیل برای چندین روز در کنار قبر او مانده است.

برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر روی آنها کلیک کنید.


منبع

نوشته شده در مقالات | 2 دیدگاه »

آیا هنوز هم از سلامت گوشتی که میخوردید مطمئن هستید؟

نوشته‌شده به دست giyahkhar در فوریه 6, 2011

زمان گفتگو با عزیزان غیر گیاهخوار وقتی به آن‌ها می‌گوییم تعداد زیادی بیماری مشترک بین انسان و دام وجود دارد و شما هر بار با خوردن گوشت ممکن است به استقبال یکی از این بیمار‌ها بروید می‌گوییند تمامی گوشت‌ها با نظارت دقیق سازمان دامپزشکی تولید و پخش می‌شود!

حالا لطفا به گزارش تصویری و مصاحبه‌های زیر که امروز (89/11/17) منتشر شد دقت کنید (اخطار – تصاویر داخل لینک‌ها ممکن است باعث ناراحتی شما شود)

گزارش تصویری/ رهاسازی لاشه دامهای آلوده در قم

دامشهر قم در محاصره لاشه‌های آلوده

توجه کنید عکسها و توضیحات مربوط به مناطق دور دست ایران نیست و در شهر قم در حال اتفاق افتادن است.

به دلیل سود آوری و وسعت صنعت دامداری نظارت کامل بر کار دامداری‌ها و کشتارگاه‌ها نه تنها در ایران بلکه در هیچ نقطه‌ای از دنیا به کاملی امکان پذیر نیست و بیماریهای مشترک بین انسان و دام که هر چند سال به شدت در سراسر دنیا گسترش یافته و باعث ترس عده زیادی می‌شود نشان دهنده درستی این حرف است.

اما، چند بیماری مشترک بین انسان و گیاه می‌توانید نام ببرید؟ آیا تا به حال آنفولانزا گوجه‌ای شنیده‌اید؟!

انسان‌ها با گیاهخواری نه تنها به سلامتی خود کمک می‌کنند؛

 

بلکه باعث:

پایان دادن به زجر میلیارد‌ها حیوان بی‌گناه؛
پایان دادن به گرسنگی در جهان؛
پایان دادن به آلودگی و تخریب محیط زیست توسط دام‌ها؛
پایان دادن به تولید گازهای گلخانه‌ای توسط دام‌ها؛
و…
می‌شوند.

نوشته شده در مقالات | ۱ دیدگاه »

درسی که مدافعان حقوق حیوانات می‌توانند از لغو برده داری بگیرند

نوشته‌شده به دست giyahkhar در فوریه 3, 2011

جلد رمان «کلبه عمو تام» نوشته «هریت بیچر استو»

شاید یکی از ننگ های بزرگ تاریخ بشریت خرید و فروش انسان‌ها مانند اجسام بی‌جان به عنوان برده بوده باشد(البته هنوز هم به شکلهای دیگری شاهد این پدیده نفرت انگیز هستیم)

خواندن قسمت کوچکی از تاریخ برای پی بردن به زشتی این کار کافیست.

متن زیر مشاهدات یک مبلغ مذهبی بریتانیایی در شرق آفریقا از نحوه برخورد با برده‌ها از کتاب «تاریخ برده داری» چاپ شده توسط «انتتشارات قفنوس» می‌باشد.

«نمی‌توان کثافات سر و تن آن‌ها را توصیف کرد؛ در بسیاری موارد نه تنها بر تنشان زخم شلاق بود، بلکه پا‌ها و شانه‌هایشان پر از زخم‌های عمیق، که گروه مگس‌هایی که آن‌ها را دنبال می‌کردند و در میان خون جاری آن‌ها می‌زیستند، این زخم‌ها را دردناک‌تر هم می‌کردند.

آن‌ها تصویر متحرک فلاکت بودند، و بسیار دشوار می‌شد تصور کرد که چگونه از سفر بالادست کنگو و مسیری دست کم هزار مایلی جان سالم به در می‌بردند… . سرکردۀ آن‌ها حین عبور از کنار اردوی ما بسیار مودب بود. هر یک از نگهبانان یک تفنگ، یک چاقو و یک نیزه داشت، و گرچه همه لباس‌های کتان پاکیزه به تن داشتند، ظاهرشان کاملا شریرانه بود. من به یک تن از آنان گفتم که شرایط برده‌ها اسفناک است و نمی‌توانند بار حمل کنند. و او با لبخند پاسخ داد: «آن‌ها چاره‌ای ندارند! یا باید بروند یا بمیرند! و بعد گفتگوی ذیل میان ما آغاز شد: «اگر آن‌ها آن قدر بیمار شوند که دیگر نتوانند حرکت کنند، چه می‌کنی؟» «سریع با نیزه آن‌ها را می‌زنم!» این بود پاسخ مغرضانه او… . «می‌بینم که زن‌ها نه تنها بچه به بغل دارند… بلکه به علاوه، یک عاج یا دیگر بار‌ها را نیز حمل می‌کنند… آگر آن‌ها آنقدر ضعیف شوند که دیگر نتوانند هر دوی این بار‌ها را حمل کنند، چه؟… چه کسی عاج را حمل می‌کند؟» «او حمل می‌کند! ما نمی‌توانیم عاج ارزشمند را در جاده‌‌ رها کنیم. ما بچه را با نیزه می‌کشیم و بار او را سبک‌تر می‌کنیم. اول عاج، بعد بچه!»

سه برده در قرن بیستم در اتیوپی

اما چه شد که این ننگ به پایان رسید؟ شاید یکی از مهم‌ترین عوامل آن را رمان «کلبه عمو تام» دانست.تاثیر این رمان در حدی بود که آبراهام لینکن (رئیس جمهور وقت آمریکا)  گفت : «یکی از دلایل جنگ داخلی آمریکا بر سر آزادی بردگان، انتشار رمان کلبهٔ عموتام بود.» بیشتر بخوانید.

می‌بینید که ادبیات چه قدرتی برای مقابله با یک پدیده ضد انسانی دارد. این شاید درس مهمی باشد برای طرفدارن حقوق حیوانات برای بیشتر توجه کردن به این موضوع.

پس شاید بد نباشد کمی بیشتر به این موضوع مهم یعنی توجه به ادبیات و داستان نویسی برای ترویج گیاهخواری و حقوق حیوانات کنیم…

دانلود کتاب «کلبه عمو تام» برای موبایل(پایین صفحه)

دانلود برنامه باز کردن کتاب فوق در کامیپو‌تر(تست شده)

لینک مرتبط :«جان براون» بزرگ مردی که در راه آزادی کشته شد.

نوشته شده در مقالات | بیان دیدگاه »

«گوشت خواری گرمای زمین را بیشتر می کند» / مقاله ماه نامه دانشمند

نوشته‌شده به دست giyahkhar در ژانویه 25, 2011

نسخه تایپ شده مقاله «گوشت خواری گرمای زمین را بیشتر می کند» نوشته دکتر علی افضل صمدی

چاپ شده در ماه نامه دانشمند – دی 89

270 کیلوبایت


نوشته شده در مقالات, گرمایش جهانی | بیان دیدگاه »

آیا لزوما گیاهخوار بودن دلیل بر خوب بودن است؟

نوشته‌شده به دست giyahkhar در ژانویه 19, 2011

آیا هر شخصی که طرفدار گیاهخواری یا حقوق حیوانات است در بقیه موارد زندگی، انسانی اخلاق مدار یا درست کار است؟

جواب ساده است، نه لزوما.

بعضی افراد برای فرار از استدلال بر علیه گیاهخواری به سراغ شخصیت افراد گیاهخوار و کارهای آنها می روند تا گیاهخواری را زیر سوال ببرند.

به عنوان مثال می گویند هیتلر هم گیاهخوار بود و بعد نتیجه میگیرند که گیاهخواری کاری است غلط.

برای توضیح راحت تر اجازه دهید ابتدا یکی از مغلطه های رایج در این ارتباط را شرح دهیم.

مغلطه «حمله شخصی» یا Ad Hominem

در این مغلطه، مخالف به جای پرداختن به طرز فکر و استدلال طرف مقابل به رفتار و اعمال او پرداخته و سپس نتیجه میگیرد که چون شخص x انسان بد کاره ای بوده است پس طرز فکر اون هم اشتباه است.

مثال یک :

شخص الف : انقدر سیگار نکش، برای سلامتیت ضرر داره.

شخص ب: تو دیگه نگو، خودم دیدم تو هم سیگار میکشی.

مثال دو:

شخص الف : فلانی از مضر بودن سیگار میگفت.

شخص ب: خوبه هنوز یک سال نشده از زندان آزاد شده، حالا به دیگران میگه سیگار نکشن!

در مثالهای بالا شخص ب برای فرار از استدلال به شخصیت طرف مقابل و اعمال او حمله میکند.

برخورد با این مغلطه

در این جا باید برای این افراد توضیح داد گیاهخوار بودن هیتلر هیچ ربطی به جنایت کار بودن او و یا حالت بر عکس ندارد.

یک شخص میتواند گیاهخوار یا طرفدار حقوق حیوانات باشد، ولی بنا بر هر دلیلی برای حقوق سایر انسانها احترامی قائل نباشد.

شاید بهترین روش برای این که شخص متوجه اشتباه خود شود مثال زدن از طرز فکر خود او باشد.

به عنوان مثال میتوان گفت یک نفر میتواند مسلمان باشد ولی قاتل هم باشد(مانند صدام حسین، تیمور لنگ و…) ولی حتما هر مسلمانی قاتل نیست! یا بسیاری از دزدان و قاتلان هم گوشتخوار بودند ولی هر گوشتخواری قاتل نیست!(در اینجا منظور از قتل کشتن انسانها است و نه حیوانات)

به یاد داشته باشید شاید گیاهخواران انسانهای اخلاق مدارتر و روشن فکرتری نسبت به دیگران باشند ولی الزاما و همیشه اینطور نیست.

نوشته شده در مقالات | 2 دیدگاه »

ویژه نامه 20 صفحه ای گیاهخواری در ماه نامه دانشمند

نوشته‌شده به دست giyahkhar در دسامبر 20, 2010

ماه نامه دانشمند (دی 89 – شماره 567) ویژه نامه بیست  صفحه ای در رابطه با مضرات گوشتخواری و فواید گیاهخواری به چاپ رسانده است.

عکس صفحه اول این شماره مجله و صفحه اول ویژه نامه را در پایین می توانید ببنید.

(برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر روی آنها کلیک کنید)

نوشته شده در مقالات, گرمایش جهانی, آشنایی با گیاهخواری | بیان دیدگاه »

گیاهخواری اغلب فیلسوفان/ فیلسوف بدنبال تنوع در پوشاک است

نوشته‌شده به دست giyahkhar در دسامبر 19, 2010

سؤالاتی چون فیلسوفان چه می‌خورند و چه می‌نوشند و اینکه آنها چه می‌پوشند ممکن است بعنوان مسائلی ناشناخته و رازآلود جالب و جذاب باشند .

به گزارش خبرگزاری مهر، برای ما نوع پوشش، تغذیه، سرگرمی و سایر موضوعات و مسائل شخصی فیلسوف قابل توجه هستند. ممکن است که پنداشته شود که فیلسوفان کارهای عجیب و غریب انجام می‌دهند و نوع خوراک و پوشش آنها متفاوت است. البته ممکن است این موضوع تا حدی صادق نیز باشد.

در مورد تغذیه و اینکه فیلسوفان چه نوع غذاهایی می‌خورند باید توجه داشت که آنها رژیم غذایی خاصی ندارند و به مانند سایر افراد از همه انواع غذا استفاده می‌کنند. اما در میان فیلسوفان انگلیسی زبان و کسانی که تحت تأثیر پیتر سینگر هستند گیاه خواری بیشتر شایع است.

پیتر آلبرت دیوید سینگر فیلسوف برجسته اخلاق و استاد فلسفه دانشگاه پرینستون آمریکا است. او متخصص اخلاق عملی (کاربردی) است. مواجهه او با مسائل اخلاقی از رهگذر فایده‌گرایی اخلاقی است.

سینگر از مدافعان حقوق حیوانات است و از اینرو گیاه خواری را ترویج می‌کند و معتقد است که خوردن گوشت از لحاظ اخلاقی کار درستی نیست. او بسیاری از فیلسوفان را نیز متقاعد کرده که گوشت نخورند.

سینگر منکر منابع غذایی و پروتئین موجود در گوشت و لذت خوردن آن نیست ولی می‌گوید خوردن گوشت و مزایای ناشی از خوردن گوشت در مقایسه با هزینه‌ای که برای حیوانات بدنبال دارد اندک است.

او می‌گوید در واقع لذت ما در خوردن گوشت به معنای دردی است که برای حیوانات به همراه خواهد داشت.

لباس و پوشش نیز از موضوعاتی است که انسان کنجکاو می‌شود تا بداند چه نوع پوشش و لباسی برای فیلسوف مهم است. نوع پوشش و لباس برای فیلسوف به معنای منبع لذتی زیبایی شناختی است.

بسیاری از فیلسوفان با موضوع لذت مشکلی ندارند و تعداد اندکی هستند که مخالف با لذت هستند. فیلسوفان متناسب با موضوع مورد مطالعه خود که فلسفه است و از سنخ اندیشیدن با لباسها و پوششهایی که نشان از محدودیت باشد مخالف هستند.

فیلسوف در فعالیتی مشغول است که ضد اقتدارگراست و از اینرو او لباسی را انتخاب می‌کند که با این روحیه سازگار باشد. برای فیلسوف آنچه اقتدار به شمار می‌رود استدلال، تعقل و شواهد و برهان هستند.

از اینرو فیلسوف برای خود لباسی متنوع را می‌خواهد. پوشش و لباسی که او برای جمع کثیری از مردم انتخاب می‌کند متنوع خواهد بود و از متحدالشکل کردن آنها پرهیز می کند.

منبع : خبرگزاری مهر

نوشته شده در مقالات | بیان دیدگاه »

پاسخ به مغلطه «گیاهان هم جان دارند»

نوشته‌شده به دست giyahkhar در دسامبر 16, 2010

معمولا یکی از مغلطه های رایج بین گوشتخوارن که در بحث اخلاقی جان حیوانات به کار می برند این است که گیاهان هم جان دارند و شما جان آنها را می گیرد پس کشتن حیوانات توسط ما برای غذا اشکالی ندارد.

اشتباه این اشخاص در دید آنها نسب به کلیت مسائل اخلاقی است.

آنها این را در نظر نمی گیرند ما نه در گیاهخواری بلکه در هیچ یک از مسائل اخلاقی امکان رعایت 100 درصد اصول دلخواه خود را نداریم.

اساس حرف مخالفان گیاهخواری به این صورت است:

ما امکان رعایت بعضی از اصول را نداریم پس می توانیم هر طور که راحت هستیم رفتار کنیم!

اجازه دهید مثالی خارج از بحث گیاهخواری بزنیم.

فرض کنید شما طرفدار محیط زیست هستید و به دنبال خرید خودرویی که کمترین میزان آلودگی را برای محیط زیست ایجاد می کند.

شخصی با منطق بالا به شما می گوید «فرقی نمی کند شما چه ماشینی بخرید چون در هر صورت ماشین شما چه در فرآیند تولید و چه برای حرکت آلودگی ایجاد میکند»

بهترین جواب به این شخص این است که بگوییم که من هر ماشینی که تهیه کنم آلودگی ایجاد می کند، ولی سعی میکنم با انتخاب صحیح، میزان این آلودگی را به حداقل برسانم.

برگردیم به گیاهخواری، مخالفان گیاهخورای می گویند:

ما باید چیزی را برای خوردن از بین ببریم، پس فرقی نمیکند چه چیزی(گیاه یا حیوان) را نابود کنیم.

مشکل اصلی این افراد «عدم سعی در بهترین و اخلاقی ترین روش زندگی است»

ما به حکم محدود بودن در بسیاری از مواقع امکان انتخاب ایده آل ترین کار را نداریم و مجبور هستیم به سمت بهترین حالت پیش برویم. این نه تنها مربوط به گیاهخواری نیست، بلکه به همه مسائل زندگی مربوط می شود.

ما باید تلاش کنیم با کمترین میزان آسیب و درد به سایر انسانها و موجودات زنده و تخریب محیط زیست زندگی کنیم.

هر موجود زنده ای برای تامین انرژی بدن خود نیاز به خوردن غذا دارد و برای خوردن، چیزی باید از بین برود.فرق گیاهخواران با غیر گیاهخوارن در این است که گیاهخوارن تمام تلاش خود را می کنند تا بهترین و انسانی ترین روش را انتخاب کنند.

چون ما می دانیم سطح آگاهی گیاهان به مراتب از حیوانات پایین تر است و به دلیل عدم وجود سیستم عصبی درد را حس نمی کنند و این را هم می دانیم که گوشتخواری علاوه بر رنجی که برای حیوانات ایجاد می کند باعث آلودگی محیط زیست، گرمایش زمین، گسترش هر چه بیشتر گرسنگی انسان ها و ایجاد هزاران بیماری برای ما و دیگر انسانها می شود.

پس می توان نتیجه گرفت اخلاقی ترین روش برای ایجاد کمترین صدمه و رنج برای سایر موجودات گیاهخواری است.

نوشته شده در مقالات | 4 دیدگاه »

مقاله دکتر زرین آذر در روزنامه شرق

نوشته‌شده به دست giyahkhar در نوامبر 2, 2010

مقاله دکتر زرین آذر با عنوان «نگاهی به رژیم گیاهخواری و مزیت های آن، با طبیعت آشتی کنیم» چاپ شده در 10 آبان 89 در صفحه 12 روزنامه شرق.

نکته جالب در مورد تاریخ چاپ مقاله همزمانی آن با روز جهانی وگن است(البته بر حسب اتفاق)

برای دیدن مقاله در سایز بزرگ روی عکس پایین کلیک کنید.

در همین رابطه : وبگاه پرسش و پاسخ با دکتر زرین آذر

 

وبگاه پرسش و پاسخ با خانم دکتر زرین آذر

نوشته شده در مقالات, اخبار گیاهخواری و حقوق حیوانات | بیان دیدگاه »

رهایی حیوانات، رهایی انسانهاست

نوشته‌شده به دست giyahkhar در اکتبر 24, 2010

برداشت غلط رایج میان کسانی که به فعالیت برای حقوق حیوانات به دیده تحقیر می نگرند را میتوان در این جمله یافت. همان جمله ای که وقتی من علیه شکار بچه فکها توسط کانادا اعتراض کردم با آن مواجه شدم:

«چرا شما مدافعان حقوق حیوانات وقت خود را صرف کمک به انسانها نمی کنید؟»

معانی ضمنی این سوال که بیشتر شبیه یک اتهام است:
1. انسانها برتر از سایر گونه ها هستند
2. کسانی که برای بهبود وضع غیرانسان تلاش کنند، انسان گریز هستند یا حداقل آنقدر که باید و شاید برای همنوعانشان ارزش قائل نیستند.

در حالیکه تک تک فعالین حقوق حیواناتی که می شناسم کاملا واقفند که ارتباطی تنگاتنگ میان آزادی حیوانات و آزادی انسان وجود دارد.
آنها می دانند که خشونت نسبت به حیوانات معمولا خشونت علیه انسان را تسریع می کند….می دانند که زنده شکافی عملی است بدوی و در عین حال خطرناک…می دانند که خوردن حیوانات و محصولاتشان عامل بیماری است…می دانند که وقتی 750 میلیون انسان هر شب گرسنه به بالین میروند، یک سوم غلات جهان صرف تغذیه دامداریها می شود…می دانند که زیر یوغ در آورن حیوانات منجر به تراژدیهای کثیر انسانی همچون کشتن از روی ترحم، نسل کشی و برده داری شده است…


حامیان حقوق حیوانات نه تنها تمام اینها را می دانند بلکه بر خلاف تمام آنهایی که انگشت اتهام را به سمت ما میگریند، ما برای مقابله با آنها عمل می کنیم.

ارتباط میان استثمار حیوانات و تحقیر انسانها به هزاران سال قبل بازمیگردد. چارلز پاترسون تاریخ نویس، در کتابش تحت عنوان «Eternal Treblinka» نشان میدهد که چطور رام کردن و سوء استفاده از حیوانات به سان مدلی برای رفتار انسانها با یکدیگر عمل کرده. مثلا آنچه در تجارت برده رخ داد از قبیل به زنجیر کشیدن، شلاق زدن، داغ زدن و اخته سازی ابتدا برای کنترل کردن و اهلی ساختن حیواناتی که برای غذا پرورش داده می شدند مورد استفاده قرار گرفته بود.

پاترسون اشاره میکند که الیزلبت فیشر به عنوان یک فمینیست معتقد است که «این دیدگاه عمودی سلسله مراتبی انسان به عنوان ارباب در مقابل حیوان به عنوان برده، ظلم بشر را فزونی بخشیده و شالوده ی برده داری را رقم زده…
نقض حقوق حیوانات، نقض حقوق انسانها را تسریع کرده.«

ما حتی از حیوانات برای تحقیر و آزار سایر انسانها استفاده می کنیم: مردها «خوک» هستند…دشمنانمان «رت» هستند…یک آدم ترسو «جوجه» است…دروغگو ها مثل «سگ» دروغ می گویند…مردم عامه مثل «گوسفند» هستند… و زنها را گاهی «سگ»، «***» یا «گاو شیری» می نامیم…معادل ساختن افراد با حیوانات بدگویی محسوب میشود و حتی کسی را «حیوان» نامیدن، خود خفت آور است.

حال که مصرف گوشت حیوانات از مشغولیات همه شده است به همان نسبت مرگ ناشی از بیماریهای قلبی، سرطان و سکته نیز عادی شده. هیچ کس در برابر بیماری مصون نیست اما طبق گفته های «سازمان غذایی آمریکا»، گیاهخواران به نسبت کمتری به دلیل بیماریهای کرونری قلب جانشان را از دست می دهند، سطح کلسترول خونشان پایین تر است، فشار خون پایین تری دارند و درصد کمتری به دیابت نوع2 ، سرطان پروستات و روده بزرگ مبتلا می شوند. در واقع یک گیاهخوار بطور متوسط 6 تا 10 سال بیش از گوشتخوارانی که احتمال ابتلایشان به چاقی مفرط 9 برابر وگانهاست، عمر خواهد کرد.

مطالعات نشان داده که کودکان گیاهخوار بلند قدتر خواهند بود و نسبت به سایر کودکان از هوش بیشتری بر خوردارند. همچنین بزرگسالانی که به یک رژیم مبتنی بر گیاهان روی آورند، می توانند از بسیاری از بیماریهای مزمن که مصیبت جامعه ی گوشت-دوست ما است، پیشگیری کرده و یا حتی روند آن را معکوس کنند. حامیان حقوق حیوانات می دانند که وعده های غذایی صحیح گیاهی تمام مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را تامین کرده و ما را از چربی اشباع شده، کلسترول و آلودگی های موجود در گوشت، تحم مرغ و محصولات لبنی نجات می دهد.

به علاوه، رژیم رایج گوشتی غرب، تنها می تواند 2.5 بیلیون تن را سیر کند در حالیکه رژیم گیاهی برای تمام ساکنین زمین کافی خواهد بود.

گرچه صنعت پرورش حیوانات از لحاظ آمار و ارقام، بیشترین میزان درد و رنج را به حیوانات تحمیل می کند (55 بیلیون حیوان برای خوراک ما پرورش داده شده و کشته می شوند- آماری سرسام آور که همچنان رو به تزاید است)، استفاده از حیوانات برای آزمایش محصولات و تحقیقات پزشکی (زنده شکافی) بی شک فجیعترین بیرحمی ممکن است. هر ساله میلیونها حیوان شکنجه شده و به عمد به بیماریها آلوده می شوند….خرگوشها کور می شوند…موشها مبتلا به تومورهایی به اندازه کل بدنشان می شوند…ستون فقرشان خرد می شود…بدنشان مکررا باز شده و سیم به مغزشان پیوند زده می شود…و این اعمال جراحی غالبا بدون استفاده از مسکن انجام می شود…و اکثرشان شاهد مرگ سایرین جلو چشمانشان هستند.

صرف نظر از ظلم وحشتناک نسبت به حیوانات، زنده شکافی برای خود انسانها نیز خطرناک است چرا که فیزیولوژی متفاوت ما نسبت به آنها موجب می شود تا عکسل العمل متفاوتی نیز در برابر داروها و بیماریها نشان دهیم.

دکتر چارلز مایو، موسس کلینیک مایو، معتقد است:

«من هیچ پیشرفتی را سراغ ندارم که از زنده شکافی حاصل شده باشد…هیچ کشف علمی را سراغ ندارم که بدون این وحشیگری و بدویت نمی توانست بدست آید….این رویه، تماما پلید است»

دکتر ولنون کولمن از اعضای انجمن سلطنتی پزشکی، بسیار رک تر و صریح تر سخن می گوید:
«تک تک زنده شکاف ها کماکان ادعا دارند که آنچه آنان انجام می دهند، به نجات زندگی انسانها کمک می کند…دروغ می گویند…حقیقت این است که آزمایشات حیوانی انسانها را هم می کشد و آنها مسئول مرگ سالیانه صدها زن، مرد و کودک در سرتاسر جهان هستند»

و در آخر، روان شناسان و جرم شناسان به این نتیجه رسیده اند که کسانی که حیوانات را آزار می دهند، پنج برابر بیشتر احتمال دارد مرتکب اعمال خشونت آمیز علیه بقیه مردم نیز بشوند. و هم اکنون، حیوان آزاری در لیست سیاه FBI به عنوان نشانه ای از احتمال خشونت آینده نسبت به انسانها ثبت شده.

رابرت رسلر، شرح حال نویس FBI می گوید:
«قاتلین…در غالب موارد با کشتن و شکنجه حیوانات در دوران کودکی آغاز کرده اند.»

حتی خشونت خانگی هم غالبا با آزار حیوانات شروع شده:
تحقیقات نشانه داده که زن ها یا کودکانی که مورد آزار قرار گرفته اند، حیواناتشان هم همین وضع را داشته اند. به عنوان نمونه تحقیقاتی در سال 1995 نشان داد که 71% زنهای مجروح در یکی از پناهگاه های آمریکا اظهار کرده اند که فردی که آزارشان داده، به حیوان خانگیشان نیز صدمه زده یا تهدید به اینکار کرده اند.

برخلاف انسان گریزی، وقتی یک فعال حقوق حیوانات به یک انسان همنوع خود می رسد، تنها از حیوانات دفاع نمی کند بلکه به آن فرد دیگر هم کمک می کند تا ارتباط میان نگرانی ما نسبت به حیوانات و نگرانی نسبت به انسانها را درک کند و اینکه چطور آزادی یکی به آزادی دیگری می انجامد.

پروفسور Diane Beers خاطرنشان می سازد که حامیان حقوق حیوانات همواره سابقه ای طولانی در مشارکت در سایر اصلاحات اجتماعی داشته اند.

Beer در کتابش با عنوان «برای جلوگیری از ستم: تاریخ و میراث فعالیت جهت احقاق حقوق حیوانات در ایالات متحده» به این نتیجه رسیده که حتی مصلحان قرن 19 نیز متوجه بودند که حیوان آزاری ، آزار خانگی و کودک آزاری همگی از یک یکجا سرچشمه می گیرند.

به عنوان نمونه هنری برگ، هوادار حیوانات و یکی از موسسین ASPCA، نقشی کلیدی در شکلگیری «جامعه پیشگیری از خشونت علیه کودکان» در سال 1974 داشته.
و نباید کارهای ویلیام ویلبرفورس را به عنوان یک نوعدوست فراموش کرد، کسی که «جامعه سلطنتی پیشگیری از خشونت علیه حیوانات» را بنیان نهاد و تلاشهایش برای الغای تجارت برده در سرتاسر امپراطوری بریتانیا بر کسی پوشیده نیست.

آزادی حیوانات و آزادی انسان و ارتباط این دو مقوله را بدین شرح میتوان خلاصه کرد:

«یک تلاش! یک پیکار! آزادی انسانها، حقوق حیوانات»

اما شاید اندرو لینزی، مدیر مرکز آکسفورد برای رفتاری اخلاقی در برابر حیوانات،این ارتباط را بهتر توصیف کند. پروفسور لینزی حکایت یک فعال خقوق حیوانات را نقل میکند که با این سوال مواجه شد:

«چطور میتوانی برای حیوانات بجنگی وقتی هنوز کودکان مورد آزار هستند» و او پاسخ میدهد:
«من روی ریشه ها کار میکنم»
ترجمه: The Almighty
منبع: opednews.com

نوشته شده در مقالات | ۱ دیدگاه »

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.